حافظه کوتاه مدت يا حافظه فعال
اطلاعاتي که در ثبت حسي مورد توجه قرار مي گيرند به الگوهاي تصويري يا صوتي ( يا ساير رمزهاي حسي ) تبديل مي شوند و به حافظه کوتاه مدت انتقال مي يابند. بنابراين برخلاف ثبت حسي که در آن اطلاعات دقيقا مطابق با محرک هاي حسي ذخيره مي شوند, در حافظه کوتاه مدت , اطلاعات به صورت رمز در مي آيند( رمز گرداني مي شوند) .
در حافظه کوتاه مدت , اطلاعات عمدتا به شکل صوتي يا شنيداري رمز گرداني مي شوند, اما اين حافظه از رمز هاي ديگري چون رمز هاي ديداري و معنايي نيز استفاده مي کند. رمز شنيداري وابسته به صدا يا تلفظ محرک است, رمز ديداري مبتني بر نوعي تصوير ذهني از محرک است, و رمز معنايي متکي برمعني محرک ( مثلا نوعي تداعي ميان آن محرک با محرک هاي ديگر ) است. براي نمونه , وقتي که ما به شماره تلفني نگاه مي کنيم و تا لحظه گرفتن شماره آن را به خاطر مي سپاريم ( رمز ديداري ) , يا صداي ارقام را حفظ مي کنيم ( رمز شنيداري ) , يا نوعي معني به آن شماره مي دهيم, مثلا آن را با يک شماره آشنا تداعي مي کنيم ( رمز معنايي ) . علاوه براين ها, رمزهاي مربوط به ساير حواس , مانند لامسه وبويايي, نيز در حافظه کوتاه مدت ذخيره مي شوند. مثلا بوي شير ترشيده تا چند ثانيه پس از تجربه کردن آن در ياد مي ماند. تکرار يا مرور براي اطلاعاتي مفيد است که صرفا مي خواهيم آنها را مورد استفاده قرار دهيم وبعد فراموششان کنيم , مانند شماره تلفني که نيازي به حفظ کردن آن نداريم , اما اززماني که آن را مي بينيم يا مي شنويم تا زماني که آن را مي گيريم بايد در حافظه کوتاه مدت نگهداري شود.
حافظه دراز مدت
حافظه تمامي عمر ما حافظه دراز مدت نام دارد. اين حافظه هر انچه را که ما در طول زندگي فرا مي گيريم در خود جاي مي دهد . چنان که پيشتر گفته شد , اطلاعات رسيده به مخزن حسي اگر مورد توجه قرار گيرند به حافظه کوتاه مدت انتقال مي يابند, و اطلاعات رسيده به حافظه کوتاه مدت نيز اگر تکرار و مرور شوند و با اطلاعات قبلا آموخته شده ما مرتبط گردند به حافظه دراز مدت انتقال مي يابند. به سخن ديگر , براي اينکه اطلاعات از حافظه کوتاه مدت يک مرحله فراتر رفته و به حافظه دراز مدت انتقال يابند بايد رمزگرداني بشوند. منظور از رمز گرداني تغيير شکل دادن يا به حالت انتزاعي در آوردن اطلاعات يعني بازنمايي آنها به صورتي به غير از صورت اوليه است.
اقسام حافظه دراز مدت
بنابه تعريفي که قبلا ديديم, تغيير شکل اطلاعات جديد براي جايگزيني آنها در حافظه را رمز گرداني يا به رمز در آوردن مي نامند. اطلاعت براي ذخيره سازي در حافظه دراز مدت به سه صورت عمده زير رمزگرداني مي شوند: حافظه رويدادي , حافظه معنايي و حافظه روندي در زير به توضيح انها توجه کنيد.
حافظه رويدادي
منظور از حافظه رويدادي خاطرات ما از تجارب شخصي مان است . به سخن ديگر , حاظه مربوط به اطلاعت وابسته به زمان ها و مکان هاي خاص , به ويژه اطلاعات مربوط به وقايع زندگي مان , حافظه رويدادي نام دارد.
حافظه معنايي
در حافظه معنا نمونه , وقتي که جمله اي را در يک کتاب مي خوانيم , معني آن را حفظ مي کنيم , نه کلمات يا ويژگي هاي دستوري آن جمله را در حافظه معنايي دانش بياني ( اخباري ) ذخيره مي شود منظور از دانش بياني دانش درباره چه چيزي امور است.
حافظه روندي
حافظه مربوط به چگونگي انجام امور به ويژه فعاليت هاي فيزيکي ياجسمي مانند بازي هاي ورزشي را حافظه روندي يا روشي مي نامند.
در حاظه روندي دانش روندي ذخيره مي شود. دانش روندي دانش چگونگي انجام دادن کارهاست( در مقابل دانش بياني که دانش چه چيزي بودن است) و عملکرد مربوط به مهارت هاي جسمي و ذهني ما را هدايت مي کند. براي مثال , شما مي توانيد دانش بياني و اخباري درباره ساخت يک دوچرخه داشته باشيد. دانش روندي شما درباره دو چرخه دانش چگونه دوچرخه سواري کردن است. ويژگي مهم مهارت هايي که با دانش روندي مشخص مي شوند خودکاري آنهاست . منظور از خودکاري اين است که تا چه اندازه مهارت مورد نظر بدون کوشش هشيارانه و انديشيدن مرحله به مرحله صورت مي پذيرد .
اقسام دانش قابل ذخيره در حافظه دراز مدت
همان گونه که حافظه هاي دراز مدت به چند دسته تقسيم مي شوند, دانش هاي قابل ذخيره در حافظه درازمدت نيز از چند نوع تشکليل مي شوند. انواع دانش ها را به گونه هاي مختلف دسته بندي مي کنند. ما در اين جا دو نوع تقسيم بندي را توضيح مي دهيم .
دانش کلي و دانش خاص
منظور از دانش کلي دانش است که در تکاليف مختلف مورد استفاده قرار مي گيرد و در موقعيت هاي متفاوت به کار بسته مي شود . نمونه ها ي دانش کلي عبارتند از : چگونه خواندن و نوشتن . دانش خاص به دانشي گفته مي شود که در موقعيت هاي ويژه قابل استفاده است و عمدتا در يک موضوع مشخص به کار مي رود. دانش مسائل رياضي , تاريخ , يا فوتبال از اين نوع است.
دانش بياني , دانش روندي , دانش شرطي
تقسيم بندي ديگر انواع دانش به بياني , روندي و شرطي است . ما در قسمت قبل ( انواع حافظه هاي دراز مدت ) دانش بياني و دانش روندي را توضيح داديم و گفتيم دانش بياني دانشي درباره چه چيزي و هم چگونه انجام دادن است ( همان ) .
گنجايش و طول مدت نگهداري اطلاعات در حافظه درازمدت
حافظه درازمدت حفظ اطلاعات از چند دقيقه پس از يادگيري تا تمامي عمر شخص را شامل مي شود, براي گنجايش آن نيز هيچ محدوديتي وجود ندارد. به سخن ديگر , اين حافظه مي تواند تمامي اطلاعات دريافتي را براي هميشه نگهداري کند.
بنابرانچه گفته شد , بزرگترين محدوديت حافظه دراز مدت ماهيت غير فعال آن است. به همين سبب غير فعال بودن اطلاعات موجود در حافظه درازمدت است که بازيابي آنها مستلزم کوشش زياد و گاه همراه با دردسر است. پديده برسرزبان بودن معرف اين نوع مشکل است. گاه اتفاق مي افتد هنگامي که مي خواهيم اطلاعاتي را ازحافظه درازمدت به ياد بياوريم و در آستانه يادآوري آن هستيم از عهده اش بر نمي آييم. مثلا آشنايي را مي بينيم که نام او بر سر زبان ماست اما آن را به ياد نمي آوريم. حتي ممکن است حرف اول ان را به ياد اوريم ولي اسم کامل شخص مورد نظر به ياد ما نمي آيد . اين تجربه نزديک شدن به اطلاع مورد نظر همان چيزي است که به پديده بر سر زبان بودن شهرت يافته است (همان ).
نظريه هاي جديد پردازشگري اطلاعات
الگوي سه مرحله اي حافظه مورد بحث در صفحات قبل, چنان که در آغاز آن مبحث گفتيم , به نظريه يا الگوي اتکينسون و شيفرين شهرت دارد. افزون بر اين الگو , چند نظريه يا الگوي ديگر درباره خبرپردازي يا پردازش اطلاعات موجودند که در اين جا به اختصار آن ها را توضيح مي دهيم.
نظريه سطوح پردازش
واضعان اصلي نظريه سطوح پردازش کريک و لاکهارت و کريک هستند, بنا به اين نظريه, هرچه اطلاعات عميق تر پردازش شوند به همان نسبت معني دارتر مي شوند . سطوح پردازش توضيح ديگري براي حافظه هاي گوناگون است . اطلاعاتي که پردازش نمي شوند تنها يک تاثر حسي موقتي از خود برجاي مي گذارند ( حافظه حسي) , اطلاعاتي که فقط تکرار مي شوند , يعني به طور سطحي پردازش مي شوند براي چند ثانيه قابل دسترس اند ( حافظه کوتاه مدت ) , و اطلاعاتي که بيشتر پردازش مي شوند به حافظه درازمدت راه مي يابند. اطلاعات در حافظه درازمدت نيز يکسان پردازش نمي شوند. براي نمونه, اگر از يادگيرندگان خواسته شود تا يک کلمه را يادبگيرند و به ياد آورند ممکن است آن را به طور بسيار سطحي پردازش کنند, يعني صرفا به ويژگي هاي ظاهري آن توجه نمايند. در سطحي عميق تر از پردازش , ممکن است به تلفظ آن کلمه هم توجه نمايند. و بازهم در سطحي عميق تر ممکن است معني کلمه را هم در نظر بگيرند, يعني آن کلمه را به طور معنايي رمزگرداني کنند.
نظريه سطوح پردازش رقيب نظريه مراحل سه گانه است. چنان که ديديم, در نظريه حافظه هاي سه گانه محرک ها يا درون دادها از زمان دريافت توسط گيرنده هاي حسي تا زماني که به صورت يادگيري در مي آيند از سه مرحله نسبتا مستقل گذر مي کنند. برخلاف اين نظريه , پيروان نظريه سطوح پردازش به جاي مراحل گوناگون, به سطوح گوناگون پردازش اطلاعات باور دارند. به اعتقاد ايشان , محرک ها يا درون دادهاي محيطي در چند سطح مختلف پردازش مي شوند, نه اين که از چند مرحله يا حافظه مختلف مي گذرند. براي نمونه, ما ممکن است با ديدن يک اتومبيل در خيابان وجود آن را درک کنيم اما اهميتي به آن ندهيم . اين پايين ترين سطح پردازش است و ممکن است به ما کمک نکند تا بعد ها ان اتومبيل را به ياد آوريم. در سطح عميق تري از پردازش , ممکن است آن اتومبيل را با نام شناسايي کنيم , مثلا اينکه پيکان يا بنز است. اين نام گذاري موجب سهولت يادآوري اتومبيل خواهد بود, زيرا در سطح عميق تري پردازش شده است. در عالي ترين يا عميق ترين سطح پردازش , ما به اتومبيل معني مي دهيم. مثلا اينکه متوجه مي شويم که ما خود يک پيکان هم رنگ اتومبيل مورد بحث داريم. بنابراين, هرقدر که ما بيشتر به جزئيات يک محرک توجه کنيم , از لحاظ ذهني بيشتر آن را پردازش مي کنيم , و لذا احتمال اينکه بعدها آن را به يادآوريم نيز بيشتر است. به سخن ديگر , حافظه و يادآوري به عمق پردازش وابسته اند.
بنابه نظريه سطوح پردازش , يادگيرنده هرچه بيشتر به جزئيات محرک توجه کند پردازش اطلاعات بيشتري درباره آن محرک انجام خواهد داد و با احتمال بيشتري آن را به ياد خواهد آورد
مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . ناتوانی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . ناتوانی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . ناتوانی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . ناتوانی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . ناتوانی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . ناتوانی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . ناتوانی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . ناتوانی های یادگیری .شکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . ناتوانی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . ناتوانی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . ناتوانی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . ناتوانی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . ناتوانی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . ناتوانی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . ناتوانی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . ناتوانی های یادگیریمشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . ناتوانی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . ناتوانی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . ناتوانی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . ناتوانی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . ناتوانی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . ناتوانی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . ناتوانی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . ناتوانی های یادگیری .شکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . ناتوانی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . ناتوانی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . ناتوانی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . ناتوانی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . ناتوانی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . ناتوانی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . ناتوانی های یادگیری . مشکلات ویژه یادگیری .اختلالات یادگیری . نارسایی های یادگیری . ناتوانی های یادگیری
KHARAZMI