نظریه و مبانی عصب شناختی حافظه کاری(فعال)

زمانی که افراد دچار نارسایی در حافظه کاری می شوند عموما نارسایی توجه را تجربه می کنند.یعنی در تمرکز برای انجام کارها دچار مشکل می شوند، عموما فراموش میکنند که چه کاری را می خواستند انجام دهند به ویژه در کودکان مشکل به این صورت نمایان می شود که در به خاطر آوردن آنچه می بایست انجام دهند مشکل دارند یا قادر نیستند یک طرح یا برنامه را به اتمام برسانند. يكي از جديدترين نظريات مربوط به حافظه كه محور پژوهش‌هاي بسياري بوده است، مدل حافظه كاري بدلي و هيتچ می باشد. بر طبق نظر بدلی (1986، 2000، بدلی و ویلسون 2002) حافظه كاري سيستمي متشكل از مؤلفه‌هاي حافظه مربوط به هم است كه در قسمت‌هاي مختلف مغز قرار گرفته‌اند و براي ذخيره‌ي كوتاه مدت و دستكاري اطلاعات لازم براي تكاليف شناختي مختلف استفاده مي‌شود. حافظه كاري شامل يك مجري مركزي و سه سيستم فرعي است.
مجري مركزي يك سيستم كنترل توجه مي‌باشد كه در هماهنگ نمودن و سازماندهي عملكرد تكاليف مختلف، توجه انتخابي، جابجايي توجه، بازداري توجه و برنامه‌ريزي درگير است (بدلي، 1986؛ ترونسكي، 2005). بدلي (1986) مجري مركزي را با سيستم توجه نظارتي تورمن و شاليك (1980) برابر مي‌داند كه در آن كنترل توجه مستلزم بازداري اعمال رقيب است. اين مؤلفه بسيار مهم است چون در همه‌ي فعاليت‌هاي ذهني كه شامل هماهنگي فرايندهاي ذهني و ذخيره باشد مثل حساب و فعاليت‌هاي كلامي درگير است. صفحه ديداري ـ فضايي در نگهداري تصاوير، عكسها و اطلاعات مربوط به مكانها درگير است. مدارآوايي هم مطالب گفتاري مثل اعداد، لغات و جملات را ذخيره و مرور مي‌كند (گتركول و آلووي، 2008). طی چند دهه اخیر پزوهشهای عصب روان شناختی زیادی پیرامون نقش کرتکس پیش پیشانی در ناتوانی نارسایی توجه و حافظه کاری انجام گرفته است. مطالعات عصب روانشناختي و تصويربرداري مغزي نشان داده‌اند كه كاركردهاي مجري مركزي از طريق لب پيشاني و آهيانه‌اي تعديل مي‌شود. مدارآوايي با كاركرد بخشهاي جانبي نيمكره چپ و طرح ديداري ـ فضايي با كاركرد نيمكره‌ي راست مرتبط است (اسميت و همكاران، 1996؛ به نقل از ميلر و بيچسل، 2004). به خاطر اينكه مدارآوايي و مؤلفه‌ي ديداري ـ فضايي جدا از هم هستند، شخصي كه در نگهداري مطالب كلامي عملكرد بهتري دارد، لزوماً در نگهداري مطالب ديداري ـ فضايي خوب عمل نخواهد كرد و برعكس. علاوه بر مؤلفه‌هاي مجري مركزي، مدارآوايي و بخش ديداري ـ فضايي، ذخيره‌ي موقت رويدادي به عنوان چهارمين مؤلفه مطرح مي‌باشد. اين مؤلفه اطلاعات را از دو مؤلفه‌ي فرعي حافظه كاري (يعني مدارآوايي و بخش ديداري ـ فضايي) و از حافظه‌ي بلندمدت فراهم نموده و با هم يكپارچه و هماهنگ مي‌نمايد.