بخش یکپارچگی حسی

یکپارچه‌سازی حسی توانایی مغز در سازماندهی اطلاعاتی است که توسط تمامی حواس بدن و از محیط دریافت می‌شود. همه اطلاعاتی که ما از محیط پیرامون دریافت می‌کنیم از طریق سیستم های حسی ما است. مغز ما اطلاعاتی درباره علائم، صداها، بوها و مزه‌ها و حرکات بصورت سازمان‌یافته دریافت می‌کند. ما به تجربیات حسی خود معنا می‌دهیم و می‌دانیم چگونه طبق آن پاسخ دهیم.

در اكثر مباحث مشكلات يكپارچگي حسي، عملكرد گيرنده هاي حسي نرمال فرض مي شود به عبارت ديگر اختلالات یکپارچگی حسی بیشتر شامل عملکرد حسی مرکزی است تا پیرامونی. بنابراين وقتي درمورد مشكلات يكپارچگي حسي از جمله سيستم وستيولار بحث مي شود اين نقايص معمولا بیشتر به ساختارها و مسیرهایCNS مربوط می شوند،(مثلا هسته ها و ارتباطات وستیبولار) تا گيرنده هاي وستيبولار (مثل مجاري نيم دايره، اوتريكول و ساكول ).

در یکی از تقسیم بندی ها ، مشکلات یکپارچگی حسی به چهار گروه زیر تقسیم شده است :

1- مشكلات تعديل حسي
2- مشكلات تمييز و درك حسي
3- مشكلات تعادلي – عمقي
4- مشكلات برنامه ريزي حركتي

اين 4 گروه به صورت الگوهاي مجزا مورد بحث قرار مي گيرند. زيرا، با وجودي كه آنها عمدتاً به همراه هم وجود دارند، اما معمولا كودكان دچار مشكلاتي هستند كه فقط به يكي از اين الگوهاي مربوط مي شود. در هر يك از اين الگوها حیطه ي مشكلات مجزايي وجود دارد كه هنگام طرح مداخله ي درماني بايد ملاحظات خاص آن در نظرگرفته شود.

بسیاری از فرآیندهای حسی در سیستم عصبی در سطح ناخودآگاه انجام می‌گیرد، بنابراین معمولا از آنها آگاه نیستم. گرچه همه‌ی ما با حواس چشایی، بویایی، بینایی و شنوایی و لامسه آشنا هستیم اما سیستم عصبی ما دارای حواسی چون حرکت، تعادل و وضعیت بدنی نیز می‌باشد. همانطور که چشم ما اطلاعات بصری را دریافت کرده و برای تفسیر به مغز می‌فرستد و سلولهای پوستی اطلاعات مربوط به لمس، درد، دما و فشار را ارسال می‌کنند، سازه های درون گوش داخلی نیز اطلاعات مربوط به حرکت و تغییر در موقعیت سر را ارسال می‌کنند و تهیه اطلاعات مربوط به آگاهی از موقعیت بدن برعهده گیرنده‌های ماهیچه‌ای، مفاصل و تاندون‌هاست.

هفت حس پایه‌ی برنامه یکپارچه‌سازی حسی را شکل می‌دهند: حس بصری، شنوایی، لامسه، بویایی، چشایی، دهلیزی (نیروی گرانش) و عمقی (آگاهی از بدن و حرکت). این حواس به ما اطلاعات مربوط به هر دو محیط خارجی و داخلی بدن را می‌دهد. مغز ما با استفاده از این اطلاعات تصویری مرکب از آنچه هستیم و آنچه در اطراف ما می گذرد را شکل می‌دهد. یکپارچگی حسی، عملکرد مهمی از مغز است که مسئول تولید این تصویر مرکب است. یکپارچگی حسی، بنیادی است که یادگیری و رفتار پیچیده ما را تعیین می‌کند.

درکودکانی که دچار اختلال در یکپارچه‌سازی حسی هستند سیستم عصبی آنها قادر نیست تا ورودیهای حس‌های مختلف را بطور مناسب مدیریت کند. در این کودکان شکل‌دهی به آنچه که در بیرون و درون بدن اتفاق می‌افتد مشکل است. این کودکان نمی‌توانند به حواسشان برای درک تصویری درست از جهان هستی اعتماد کند. آنها به پاسخهایشان اطمینان ندارند و ممکن است به سختی یاد بگیرند و درست رفتار نکنند.

برخی از علایم کودکانی که دچار اختلال در یکپارچگی حسی هستند :

- حساسیت بیش از حد به لمس یا اجتناب از لمس دارند (Sensory Avoid)
- از پوشیدن لباسهای خاص اجتناب می‌کنند
- ترجیح می‌دهند از آب گرم حمام استفاده کنند
- تحمل درد در آنها بالاست
- از بازیهای فعال خودداری می‌کنند
- به آسانی دچار حواس‌ پرتی و سرگیجه می‌شوند
- بطور افراطی حساسیت شدید به صداها دارند یا به صداهای بلند واکنشی نشان نمی‌دهند
- بطور غیرطبیعی فعالیت حرکتی زیاد یا کم داشته و زود خسته می‌شوند
- به سختی بافتهای متنوع غذایی را تحمل می‌کنند و غذاهای تند را دوست دارند

در درمان این اختلالات هدف اصلی، تأکید بر فرآیندهای خودکار حسی است نه اینکه بخواهیم به کودک آموزش دهیم تا چگونه پاسخ دهد. برنامه ها به صورت جداگانه برای هر کودک براساس پیشرفت او طراحی می‌شود. تجربیات حسی باید به دقت و توسط یک درمانگر انتخاب شود تا یادگیری، رفتار و کیفیت زندگی فرد را رشد دهد.